تبليغاتX
اندیشه اسلامی
اندیشه اسلامی
اللهم عجّل لوليك الفرج
نگارش در تاريخ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 توسط sajad

آیا هست وجدانی تا که بیدار شود

 

نگارش در تاريخ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 توسط sajad

نگارش در تاريخ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 توسط sajad
مشکل گشايي
  
از عالمي پرسيدند با فکر و خيال نگران کننده چه مي‌کني ايشان گفتند بسيار ساده است. لام آخر خيال را بر مي‌دارم به جاش يک راء مي‌نويسم بعد هم با نمک گاز مي‌ِزنم مي‌خورمش خيلي خيلي خوش مزه است.
گفتند با مشکلات زندگي چه مي‌کني گفت اين هم ساده است. يک اره تند و تيز دارم ميم مشکلات را مي‌برم ميشه شکلات بعد هم ميخورمش.(نگرش مثبت به مشکلات)
گنج بي رنج نديده ست کسي
گل بي خار نچيده دست کسي
-------------------
در روان شناسي ثابت شده شوخي طبعي متعادل از قوي ترين مسکن ها براي کاهش اضطراب محسوب مي‌شوند
نگارش در تاريخ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 توسط sajad
مادری به محضر امام صادق علیه السلام رفت. گفت پسرم خیلی وقت است از مسافرت برنگشته خیلی نگرانم. حضرت فرمود صبر کن پسرت برمی گردد. رفت و چند روز دیگر برگشت و گفت پس چرا پسرم برنگشت. حضرت فرمود مگر نگفتم صبر کن؟خب پسرت برمی گردد دیگر...
رفت اما از پسرش خبری نشد. برگشت؛ آقا فرمود مگر نگفتم صبر کن؟
دیگر طاقت نیاورد، گفت آقا خب چقدر صبر کنم؟ نمی توانم صبر کنم به خدا طاقتم تمام شده.... حضرت فرمود برو خانه پسرت برگشته...رفت خانه دید واقعاً پسرش برگشته! آمد پیش امام گفت آقا جریان چیست؟ نکند مثل رسول خدا به شما هم وحی نازل می شود؟
حضرت فرمود «به من وحی نازل نشده اما عند فناءالصبر یأتی الفرج... صبر که تمام بشود فرج می آید...»
این روزها روضه که می روی یک بار هم به خودت بگو فلانی چه طاقتی داری تو... و دعا کن برای دل آن مادری که هنوز پسرش برنگشته!

منبع

نگارش در تاريخ پنجشنبه چهارم اسفند 1390 توسط sajad
از اینکه سردارم علی دوران سید علی خامنه ای است احساس غرور و تکبر دارم

جانم فدایت سید علی

بگذار عدو بداند            ما سید علی داریم

نگارش در تاريخ پنجشنبه چهارم اسفند 1390 توسط sajad
در یکی از غزوات صدر اسلام است، گویا در مؤته است، مورخین نوشته‏اند بعد از خاتمه جنگ کسی در میان مجروحین سیر می‏کرد که اگر می‏تواند مجروحین را نجات بدهد. به یک مردی رسید در حالی‏ که سخت تشنه بود (چون قطع نظر از اینکه انسان در آن گرمای عربستان احتیاج به آب‏ دارد، خود تلاش جنگ تشنگی آور است و از این بالاتر کسی که مجروح می‏شود چون خون از بدنش می‏رود خیلی تشنه می‏شود زیرا بدن فورا شروع می‏کند به خون‏ سازی و می‏خواهد آن کمبود خون را جبران کند و ساخته شدن خون هم در درجه‏ اول احتیاج به آب دارد این است که کسی که از بدنش خون زیاد می‏رود فوق العاده تشنه می‏شود ) یک کاسه آب پیدا کرد وقتی رفت به او بدهد او اشاره کرد به رفیق مجروحش که به او بده. رفت سراغ او، او نیز اشاره کرد به رفیق مجروح دیگری و گفت به او بده (و بعضی تا نه نفر نوشته‏اند) رفت سراغ سومی، دید مرده. آمد سراغ دومی دید او هم مرده. آمد سراغ اولی‏ دید او هم مرده است. این مقدار همدلی در جایی است که انسان واقعا درد دیگری را درد خودش احساس بکند.
امیرالمؤمنین فرمود: «او ابیت‏ مبطانا و حولی بطون غرثی و اکباد حری، او اکون کما قال القائل: و حسبک داء ان تبیت ببطنه و حولک اکباد نحن الی القد؛ یا شب را سیر بخوابم و پیرامونم شکم هایی گرسنه و جگرهایی سوخته شب را به روز آورند، یا چنان باشم که شاعر گفته است: «همین درد تو را بس که شب سیر بخوابی و پیرامونت شکم های گرسنه ای باشد در آروزی پوست خشک شده بزغاله ای (که در زمان قحطی می خورند) (نامه ۴۵ نهج البلاغه).

منبع

نگارش در تاريخ شنبه یکم بهمن 1390 توسط sajad

ياران پيامبر مي دانند كه من لحظه اي به خدا و پيامبرش پشت نكردم . همه مي دانند من در جاي جاي حوادث سخت و پرخطر كه قهرمانان پا پس مي كشيدند از فدا كردن جانم دريغ نمي كردم. كيست كه از من به پيامبر در زندگي و مرگ نزديك تر است؟ از كودكي در دامان او باليدم و در آخرين لحظه هاي عمر تنها يار وفادار او بودم . پيامبر خدا در حالي به ملكوت اعلا پيوست كه سرش را بر سينه ام گذاشته بود . در لحظه ي عروج جان پاك و نازنين او از ميان دست هايم پر كشيد و بال رفت. دست هايم رابه تبرك بر چهره ام كشيدم و آن گاه پيكر پاكش را شستم در حالي كه فرشتگان ياري ام مي دادند. ناله ي آن ها در و ديوار خانه را آكنده بود . گروهي فرود مي آمدند و گروهي ديگر بالا مي رفتند. گوش هاي من لحظه اي از هياهوي فرشتگان خالي نبود. او را در آرامگاهش به خاك سپردم در حالي كه مي شنيدم فرشتگان بر او درود مي فرستند.

برگرفته از خطبه ي 188 نهج البلاغه

شهادت پیامبر گرامی اسلام محمد مصطفی (ص) و فرزند گرامیشان امام حسن مجتبی (ع) بر تمامی مسلمانان جهان تسلیت باد.

التماس دعا

نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 توسط sajad

به جدم قسم نفرینت می‌کنم!


آیت الله مرعشی نجفی هیچ وقت، محافظ قبول نمی‌کرد. فرمانده وقت سپاه قم، حاج آقای ایرانی دو مامور موتور سوار را موظف کرده بود که بدون اطلاع آقا از ایشان محافظت کنند.

آقا که متوجه این امر می‌شوند آقای ایرانی را فوری احضار کرده و گفتند: تو با این کارت توکل به خدا را از من می‌گیری.

 اگر این‌ها را از اینجا نبردی به جدم قسم نفرینت می‌کنم! بعد آقای ایرانی قبول کرد که آقا محافظ نداشته باشند.

 

نگارش در تاريخ پنجشنبه هفدهم آذر 1390 توسط sajad
با آرزوی قبولی عزاداری شما عزاداران حسینی

یکی از بهترین مراسم های که تا حالا در شب عاشورا شرکت کردم مراسم عزاداری شب عاشورای امسال بود  هیئت فاطمیون قم بودش که فکر میکنم  فوق العاده بودش حتما سی دی کاملش رو تهیه کنید و استفاده کنید

من کلیپ شعر خوانی حمید رضا برقعی رو پیدا کردم و لینک دانلودش رو براتون میذارم دانلود کنید یه شعر مذهبی فوق العاده هست

از همین جا هم  از تمامی عزاداران حسینی هیئت های عزاداری تشکر میکنیم که واقعا سنگ تمام گذاشتند به ویژه هیئت های قم مقدسه و علی الخصوص فاطمیون قم

لینک دانلود شعر خوانی شب عاشوراحمید رضا برقعی

نگارش در تاريخ شنبه دوازدهم آذر 1390 توسط sajad

نگارش در تاريخ شنبه دوازدهم آذر 1390 توسط sajad
بسم الله الرحمن الرحيم

شك نيست كه دولت انگلستان از دشمنان قديمى ماست و همه ما خاطرات بسيار تلخى از دخالت‌هاى نارواى آنها در كشورمان داريم و همه مى‌دانيم اخيرا شمشير عداوت را از رو بسته و نه تنها خودش پيشگام در تحريم‌ها شده كه ديگران را نيز دعوت به اين كار مى‌كند كه اخيراً در بخشى از اين فعاليت‌هاى موذيانه ناكام مانده است.

و نيز مى‌دانيم كه هدف دولت‌هاى استكبارى، جلوگيرى از پيشرفت‌هاى علمى ما و وادار ساختن ما به تسليم در برابر منافع نامشروع آنهاست كه بحمدالله تاكنون با شهامت ايستاده‌ايم و در آينده نيز به توفيق پروردگار شجاعانه خواهيم ايستاد.

ولى مهم اين است كه گاهى كارهايى فراتر از قوانين از سوى بعضى از جوانان عزيز احساساتى انجام مى‌گيرد، كه بهانه مهمى به دست دشمن ماجراجو مى‌دهد و هزينه‌هاى زيادى بايد براى آن بپردازيم؛ مانند همين حادثه اشغال سفارتخانه كه سبب شد آنها با جنجال و هوچى‌گرى، سعى كنند شكستى را كه از مجلس خورده بودند، جبران كنند و إن‌شاءالله موفق نخواهند شد.

به احتمال بسيار قوى در اين‌گونه موارد، افراد نفوذى خود را به ميان جوانان پاكباز مى‌فرستند تا دست به تخريب و اقدام‌هاى ديگرى بزنند و در سطح جهان ضد ما تبليغات وسيعى راه بيندازند كه انداختند.

اينجانب به همه اين عزيزان نصيحت پدرانه مى‌كنم، در اين‌گونه موارد فراتر از قانون گام برندارند و بدون اجازه رهبر بزرگوار انقلاب و مقامات مسئول اقدامى نكنند، شرایط منطقه كاملا به نفع ما و به زيان آنهاست. آنها درصددند با بهانه‌هايى اين شرايط را بر هم زنند، بسيار بايد هشيار باشيم و بهانه به دست آنها ندهيم.

مخصوصا در آستانه انتخابات احتياج به آرامش زيادى در داخل داريم تا بتوانيم شركت حداكثرى مردم را إن‌شاءالله جلب كنيم. من به عنوان يك وظيفه شرعى در برابر سؤالات زيادى كه در اين ايام از دفتر ما شد، لازم دانستم با صراحت با شما عزيزان گفت‌وگو كنم. شما هم إن‌شاءالله به وظيفه شرعى خود عمل خواهيد كرد.

والسلام عليكم ورحمت‌الله وبركاته

نگارش در تاريخ شنبه پنجم آذر 1390 توسط sajad
 

من در بين فرمايشهاى حضرت ابى‏عبداللَّه الحسين عليه‏الصّلاةوالسّلام - كه هر كدام نكته‏اى دارد و من به شما عزيزان عرض مى‏كنم كه به منظور بيان گفتارهاى گويا و روشنگر براى مردم، از كلمات اين بزرگوار بايد حدّاكثر استفاده بشود - اين جمله را مناسب مجلس خودمان مى‏بينم كه بنابرآنچه كه از آن بزرگوار نقل كرده‏اند، آن حضرت فرمود: «اللّهم انّك تعلم انّ الّذى كان منا لم يكن منافسة فى سلطان ولاالتماس شى‏ء من فضول الحطام»؛ پروردگارا! اين حركتى كه ما كرديم، اين قيامى كه ما كرديم، اين تصميمى كه بر اين اقدام گرفتيم، تو مى‏دانى كه براى قدرت طلبى نبود. قدرت‏طلبى براى يك انسان نمى‏تواند هدف واقع شود. نخواستيم زمام قدرت را در دست گيريم. براى منال دنيوى هم نبود كه چرب و شيرين زندگى را به كام خودمان برسانيم و شكمى از عزا درآوريم؛ مال و ذخيره‏اى درست كنيم و ثروتى به هم بزنيم. براى اينها نبود. پس براى چه بود؟ايشان چند جمله فرموده است كه خط و جهت ما را ترسيم مى‏كند. در همه ادوار تبليغ اسلام، اينها جهت است. «ولكن لنرى المعالم من دينك»؛ پرچمهاى دين را براى مردم برافراشته كنيم و شاخصها را به چشم آنها بياوريم.
شاخصها مهم است. هميشه شيطان در ميان جماعات اهل دين، از تحريف استفاده مى‏كند و راه را عوضى نشان مى‏دهد. اگر بتواند بگويد «دين را كنار بگذار»، اين كار را مى‏كند، تا از طريق شهوات و تبليغات مضر، ايمان دينى را از مردم بگيرد. اگر آن ممكن نشد، اين كار را مى‏كند كه نشانه‏هاى دين را عوضى بگذارد؛ مثل اين كه شما در جاده‏اى حركت مى‏كنيد، ببينيد آن سنگ نشان - آن نشانه راهنما - طرفى را نشان مى‏دهد؛ در حالى كه دست خائنى آمده آن را عوض كرده و مسير را به آن طرف نشان داده است.
امام حسين عليه‏السّلام هدفِ اوّل خود را اين قرار مى‏دهد: «لنرى المعالم من دينك و نظهر الاصلاح فى بلادك»؛ در ميان كشور اسلامى، فساد را ريشه كن كنيم و اصلاح به‏وجود آوريم. اصلاح يعنى چه؟ يعنى نابود كردن فساد. فساد چيست؟ فساد انواع و اقسامى دارد: دزدى فساد است، خيانت فساد است، وابستگى فساد است، زورگويى فساد است، انحرافهاى اخلاقى فساد است، انحرافهاى مالى فساد است، دشمنيهاى بين خوديها فساد است، گرايش به دشمنان دين فساد است، علاقه نشان دادن به چيزهاى ضدّ دينى فساد است. همه چيز در سايه دين به‏وجود مى‏آيد. در جملات بعدى مى‏فرمايد: «و يأمن المظلومون من عبادك»؛ بندگان مظلوم تو امنيت پيدا كنند. منظور، مظلومان جامعه است، نه ستمگران، نه ستم‏پيشگان، نه مدّاحان ستم، نه عمله ستم! «مظلومون»، مردمانى هستند كه دست و پايى ندارند؛ راه به جايى ندارند. هدف اين است كه مردمان مستضعف جامعه و انسانهاى ضعيف - در هر سطحى و در هر جايى - امنيت پيدا كنند: امنيت حيثيّتى، امنيت مالى، امنيت قضايى؛ همينى كه امروز در دنيا نيست. امام حسين عليه‏السّلام درست نقطه مقابل آن چيزى را مى‏خواست كه در زمان سلطه طواغيت در آن روز بود. امروز هم در سطح دنيا كه نگاه مى‏كنيد، مى‏بينيد همين است؛ پرچمهاى دين را وارونه مى‏كنند، بندگان مظلوم خدا را مظلومتر مى‏كنند و ستمگران، پنجه‏شان به خون مظلومان بيشتر فرو مى‏رود.
ببينيد در دنيا چه خبر است! ببينيد با مسلمانان كوزوو چگونه عمل مى‏كنند! پانصدهزار انسان - بلكه بيشتر - بچه، بزرگ، زن، مرد و مريض، در بيابانها، در مرزها؛ آن هم نه مرزها و بيابانهاى مهربان كه در بين دشمن، زير فشار دشمنى كه راه را در مقابلشان مين‏گذارى مى‏كند و پشت سرشان گلوله مى‏اندازد. هدف اين است كه اينها را تار و مار كنند.
امروز من به شما عرض كنم - ديگر نمى‏خواهم آن را خيلى باز كنم - اراده جمعى بر اين است كه مسلمانان را در منطقه بالكان تار و مار و پراكنده كنند؛ از سر برآوردن يك دولت اسلامى و يك مجموعه اسلامى - هرگونه اسلامى، ولو اسلامى كه صدسال است معارف الهى را درست به گوشش نرسانده‏اند - جلوگيرى كنند؛ چون همان هم برايشان خطرناك است! مى‏دانند كه اگر نسل امروز مسلمانان بالكان، به فرض با اسلام آشنا نباشند، نسل فرداى آنها با اسلام آشنا خواهد شد. همين كه هويّت اسلامى در آنها زنده شود، خطر است؛ كه بعضيها هم در بياناتشان به اين نكته اشاره كردند. آن دولتها با هم مى‏جنگند؛ اما آنچه كه در بين اين زد و خوردها مورد توجّه قرار ندارد و به آن اهميت واقعى داده نمى‏شود - هرچند به زبان چيزهايى مى‏گويند - وضع مسلمانان مظلوم است؛ «يأمن المظلومون من عبادك». هدف از هر قيامى، هدف از هر انقلابى، هدف از هر قدرت اسلامى‏اى و اصلاً هدف از حاكميت دين خدا، رسيدگى به وضع «مظلومون» و عمل به فرايض، احكام و سنن الهى است.
امام حسين عليه‏السّلام در آخر مى‏فرمايد: «و يعمل بفرائضك و احكامك و سننك». هدف آن بزرگوار اينهاست. حالا فلان آقا از گوشه‏اى درمى‏آيد و بدون اندك آشنايى با معارف اسلامى و با كلمات امام حسين عليه‏السّلام و حتى با يك لغت عربى، درباره اهداف قيام حسينى قلمفرسايى مى‏كند، كه امام حسين براى فلان هدف قيام كرده است! از كجا مى‏گويى؟! اين كلام امام حسين عليه‏السّلام است: «و يعمل بفرائضك و احكامك و سننك»؛ يعنى امام حسين عليه‏السّلام جان خودش و جان پاكيزه‏ترين انسانهاى زمان خودش را فدا مى‏كند، براى اين كه مردم به احكام دين عمل كنند. چرا؟ چون سعادت، در عملِ به احكام دين است؛ چون عدالت، در عمل به احكام دين است؛ چون آزادى و آزادگى انسان، در عمل به احكام دين است. از كجا مى‏خواهند آزادى را پيدا كنند؟! زير چتر احكام دين است كه همه خواسته‏هاى انسانها برآورده مى‏شود.
انسانِ امروز، با انسانِ هزار سال قبل، با انسان ده‏هزار سال قبل، از لحاظ نيازهاى اصلى هيچ تفاوتى نكرده است. نيازهاى اصلى انسان اين است كه: امنيت مى‏خواهد، آزادى مى‏خواهد، معرفت مى‏خواهد، زندگى راحت مى‏خواهد، از تبعيض گريزان است، از ظلم گريزان است. نيازهاى متبادر زمانى، چيزهايى است كه در چارچوب اينها و زير سايه اينها ممكن است تأمين شود. اين نيازهاى اصلى، فقط به بركت دين خداست كه تأمين مى‏شود ولاغير. هيچكدام از اين «ايسم»هاى جهانى، از اين مكتبهاى بشرى و از اين اسمهاى پر زرق و برق نمى‏توانند بشر را نجات دهند. گيرم كه توانستند ماديّات - يعنى پول، آن هم قدر مطلق پول - را براى عدّه‏اى از مردم فراهم كنند. آيا اين شد نياز بشر؟! امروز نياز بشر اين است كه در فلان كشور، توليد ناخالص ملى به فلان مبلغ ميلياردى سربزند؛ در حالى كه اين توليد ناخالص ملى نمى‏تواند جواب غذاى بسيارى از مردم همان جامعه را هم بدهد؟! آيا اين كافى است؟! آيا ما دنبال اين هستيم؟!
چه فايده‏اى دارد كه كشورى ثروتمند باشد؛ اما در آن گرسنگان زيادى وجود داشته باشند. توليد بالا داشته باشد؛ اما تبعيض و تفاوت در جامعه وجود داشته باشد. عدّه‏اى باشند كه بتوانند با كمك آن ثروتى كه اين كشور دارد، بر جمع كثيرى از مردم ظلم كنند، زور بگويند و آنها را استثمار نمايند! براى اين، انسان جا دارد كار كند؟! براى اين، انسان بايد فداكارى كند؟ فداكارى، براى عدالت و آزادى و شادى و بهجت روح انسانى است و اينها را دين تأمين مى‏كند. فداكارى براى اين است كه انسانها اخلاق حسنه و فضيلت پيدا كنند؛ در محيط انسانيت، بهشت صفا باشد. براى اين بايد كار كرد؛ براى اين تبليغ كنيد؛ در اين جهت تبليغ كنيد.
در خصوص امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر حديثى ديدم كه از جمله چيزهايى كه براى آمربه‏معروف و ناهى‏ازمنكر ذكر مى‏كند، «رفيق فيما يأمر و رفيق فيما ينهى‏» بود. آن جايى كه جاى رفق است - كه غالب جاها هم از اين قبيل است - انسان بايد با «رفق» عمل كند؛ براى اين كه بتواند با محبّت آن حقايق را در دلها و در ذهنها جا بدهد و جايگزين كند. تبليغ براى اين است؛ براى زنده كردن احكام الهى و اسلامى است.
امروز بحمداللَّه اين فرصت در كشور ما هست و دولتمردان «درد دين» دارند. بله؛ تبليغات خارجى مى‏خواهد اين‏طور وانمود كند كه مسؤولان و متشخّصان كشور يا بعضى از آنها، به مسائل دينى كارى ندارند! نخير؛ اين‏طور نيست. بعضى از آنها نمى‏فهمند، بعضيشان عمداً تعميه مى‏كنند؛ مى‏خواهند اين‏گونه تبليغ كنند؛ مى‏خواهند ذهن اشخاص را خراب كنند. امروز در كشور ما، مسؤولان طراز اوّلِ كشور درد دين دارند؛ آنچه كه از دين مى‏فهمند، مى‏خواهند آن را اجرا كنند. زمينه‏ها فراهم است؛ هرچند كه رسانه‏هاى تبليغى انصافاً قصور دارند. شما اين رسانه تبليغى خودتان را مغتنم بشماريد. البته همه آنها هم وظيفه دارند خودشان را اصلاح كنند؛ ليكن شما اين منبر تبليغ و اين پايگاه عظيم تبليغ مسجد و حسينيه و زير خيمه امام‏حسين عليه‏السّلام را قدر بدانيد. اين چيزِ بسيار نافذ و مؤثّر و مباركى است.
مردم را هدايت كنيد؛ ذهن مردم را روشن كنيد؛ مردم را به فراگرفتن دين تشويق كنيد؛ دين صحيح و پيراسته را به آنها تعليم دهيد؛ آنها را به فضيلت و اخلاق اسلامى آشنا كنيد؛ با عمل و زبان، فضيلت اخلاقى را در آنها به وجود آوريد؛ مردم را موعظه كنيد؛ از عذاب خدا، از قهر خدا، از دوزخ الهى بترسانيد؛ انذار كنيد - انذار سهم مهمّى دارد؛ فراموش نشود - آنها را به رحمت الهى مژده دهيد؛ مؤمنين و صالحين و مخلصين و عاملين را بشارت دهيد؛ آنها را با مسائل اساسى جهان اسلام و با مسائل اساسى كشور آشنا كنيد. اين مى‏شود آن مشعل فروزانى كه هر يك از شما عزيزان اين مشعل را در هرجا روشن كنيد، دلها روشن خواهد شد؛ آگاهى به وجود خواهد آمد؛ حركت به‏وجود خواهد آمد؛ ايمان عميق خواهد شد. مؤثّرترين حربه عليه اين تهاجم فرهنگى و شبيخون نامردانه دشمن همين است؛ از اين به‏شدّت نگرانم. مى‏خواهند نگذارند كه روحانيون جوان، مؤمن، شجاع، آگاه و خوشفكر، در محيطهاى مختلف - در محيط دانشگاه، در محيط بازار، در محيط روستا، در محيط شهر، در محيط كارگاه - كار خودشان را انجام دهند. درست نقطه مقابل كار آنها، همين كار و مجاهدت فى‏سبيل‏اللَّه شماست كه با اتقان و با دقّت و بالاتر از همه با اخلاص انجام گيرد: «لم يكن منافسة فى سلطان ولا التماس شى‏ء من فضول الحطام».


در ديدار علما و روحانيون و مبلّغان در آستانه‏ى ماه محرّم‏الحرام 23/1/1378‏

نگارش در تاريخ شنبه پنجم آذر 1390 توسط sajad

باز محرم رسید، ماه عزای حسین
سینه‌ی ما می‌شود، کرب و بلای حسین
کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه
تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین

فرارسیدن ایام سوگواری ابا عبدالله حسین تسلیت باد

نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390 توسط sajad

هستی جهان تمام از هست علیست

شیرازه کائنات در دست علیست

این چرخ فلک که این چنین می چرخد

دلداه و بی قرار و سرمست علیست

عید امامت و ولایت بر عاشقان امامت و ولایت مبارک باد

نگارش در تاريخ جمعه سیزدهم آبان 1390 توسط sajad

جـمــعــه هـا طـبــع مـن احــساس تــغـزل دارد

نــاخــودآگـاه بــه سمـت تـــو تـمایـل دارد

بی تو چنــدیـــست که در کار زمــیـن حــیرانم

مانـده ام بی تـو چرا باغـچه ام گـل دارد

شایـد ایـن باغــچه ده قـرن به اســتقبــالت

فــرش گسـتـرده و در دســت گلایــل دارد

تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز

مــاه مخــفـی شــدنـش نـیــز تـعــادل دارد

کودکی فـال فروش است و به عشــقـت هـر روز

می خـــرم از پــسرک هـر چه تـفــال دارد

یــازده پـله زمــین رفـت بــه سـمــت مــلکوت

یــک قـدم مانــده زمـیـن شــوق تکامـل دارد

هـیــچ سـنگی نـشـــود سـنگ صـبورت، تـنـــها

تکیـــه بــر کــعـبــه بــزن، کـعــبه تــحـمــل دارد...

( شــــاعـــر ســیـدحــمیــدرضــابـرقـعی)

نگارش در تاريخ جمعه بیست و نهم مهر 1390 توسط sajad
 

اگر می خواهی خدای تعالی به تو کمک کند و از برکات خدا کمال استفاده را بکنی با حرف نمی شود .

در خلوت و جاوت باید محرمات الهی را ترک کرد .

باید توطئه ها تهمت ها کم فروشی ها کلاه گذاری ها و شیطنت ها را که

اسمش را عقل گذاشته ایم کنار بگذاریم .

آیت الله بهاءالدینی

نردبان آسمان .ص ۱۸۱

نگارش در تاريخ جمعه یکم مهر 1390 توسط sajad

سلام من به مدينه ، به غربت صادق
سلام من به بقيع و به تربت صادق
سلام من به مدينه ، به آستان بقيع
سلام من به بقيع و کبوتران بقيع
سلام من به مزار مطهر صادق
که مثل ماه درخشد به آسمان بقيع
سلام من به تو اي ماه فاطمي بقيع
سلام من به تو اي ياس هاشمي بقيع

نگارش در تاريخ یکشنبه شانزدهم مرداد 1390 توسط sajad

قرآن ! من شرمنده توام – دکتر شریعتیقرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "
چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است .

قرآن ! من شرمنده توام اگر تو را از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام .
یکی ذوق می کند که تو را بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که تو را فرش کرده ،‌یکی ذوق می کند که تو را با طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که تو را در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و …
آیا واقعا خدا تو را فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟

قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و تو را می شنوند ،‌ آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،
‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که تو را حفظ کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین تو را اسباب مسابقات هوش نکنند .

خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .
آنان که وقتی تو را می خوانند چنان حظ می کنند ،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم
 

قرآن را سال هاست که به آتش کشیده ایم

دکتر شریعتی

نگارش در تاريخ سه شنبه چهارم مرداد 1390 توسط sajad

داستانى عجيب از غيبت

انس بن مالك مى‏گويد : روزى رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله امر به روزه فرمود و دستور داد كسى بدون اجازه من افطار نكند . مردم روزه گرفتند ، چون غروب شد هر روزه‏دارى براى اجازه افطار به محضر آن جناب آمد و آن حضرت اجازه افطار داد .
در آن وقت مردى آمد و عرضه داشت : دو دختر دارم تاكنون افطار نكرده‏اند و از آمدن به محضر شما حيا مى‏كنند اجازه دهيد هر دو افطار نمايند حضرت جواب نداد ، آن مرد گفته‏اش را تكرار كرد ، حضرت پاسخ نگفت ، چون بار سوم گفتارش را تكرار كرد ، حضرت فرمود : روزه نبودند ، چگونه روزه بودند در حالى كه گوشت مردم را خورده‏اند ، به خانه برو و به هر دو بگو استفراغ كنند ، آن مرد به خانه رفت و دستور استفراغ داد ، آن دو استفراغ كردند در حالى كه از دهان هر يك قطعه‏اى از خون بسته بيرون آمد ، آن مرد در حال تعجب به محضر رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهآمد و داستان را گفت ، حضرت فرمود : به آن كسى كه جانم در دست اوست اگر اين گناه غيبت بر آنان باقى مانده بود اهل آتش بودند ! !


برگرفته از کتاب حکایت های عبرت اموز استاد حسین انصاریان

نگارش در تاريخ جمعه سوم تیر 1390 توسط sajad

هر دقيقه اى كه مى گذرد جايگزين و عوض ندارد، از دست رفته و گذشته است و Image ديگر برنمى گردد. اى كاش اگر خانه و درِ خانه را نمى دانيم، كوچه را مى دانستيم.


حاج محمّد على فشندى ـ رحمه اللّه ـ هنگام تشرّف به محضر حضرت صاحب ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ عرض مى كند: مردم دعاى توسل مى خوانند و در انتظار شما هستند و شما را مى خواهند، و دوستان شما ناراحتند. حضرت مى فرمايد: دوستان ما ناراحت نيستند!

  
  اى كاش مى نشستيم و درباره ى اين كه حضرت غائب ـ عليه السّلام ـ چه وقت ظهور مى كند، با هم گفت و گو مى كرديم، تا حدّاقل از منتظرين فرج باشيم. اشخاصى را مى خواهند كه تنها براى آن حضرت باشند.


        كسانى منتظر فرج هستند كه براى خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه براى برآوردن حاجات شخصى خود. چرا ما حدّاقل مانند نصارى كه در مواقع تحيّر با انجيل ارتباط دارند، با آن حضرت ارتباط برقرار نمى كنيم؟
منبع

ابزار رایگان وبلاگ