آیا هست وجدانی تا که بیدار شود

از عالمي پرسيدند با فکر و خيال نگران کننده چه ميکني ايشان گفتند بسيار ساده است. لام آخر خيال را بر ميدارم به جاش يک راء مينويسم بعد هم با نمک گاز ميِزنم ميخورمش خيلي خيلي خوش مزه است.
گفتند با مشکلات زندگي چه ميکني گفت اين هم ساده است. يک اره تند و تيز دارم ميم مشکلات را ميبرم ميشه شکلات بعد هم ميخورمش.(نگرش مثبت به مشکلات)
گنج بي رنج نديده ست کسي
گل بي خار نچيده دست کسي
-------------------
در روان شناسي ثابت شده شوخي طبعي متعادل از قوي ترين مسکن ها براي کاهش اضطراب محسوب ميشوند
رفت اما از پسرش خبری نشد. برگشت؛ آقا فرمود مگر نگفتم صبر کن؟
دیگر طاقت نیاورد، گفت آقا خب چقدر صبر کنم؟ نمی توانم صبر کنم به خدا طاقتم تمام شده.... حضرت فرمود برو خانه پسرت برگشته...رفت خانه دید واقعاً پسرش برگشته! آمد پیش امام گفت آقا جریان چیست؟ نکند مثل رسول خدا به شما هم وحی نازل می شود؟
حضرت فرمود «به من وحی نازل نشده اما عند فناءالصبر یأتی الفرج... صبر که تمام بشود فرج می آید...»
این روزها روضه که می روی یک بار هم به خودت بگو فلانی چه طاقتی داری تو... و دعا کن برای دل آن مادری که هنوز پسرش برنگشته!
جانم فدایت سید علی
بگذار عدو بداند ما سید علی داریم
امیرالمؤمنین فرمود: «او ابیت مبطانا و حولی بطون غرثی و اکباد حری، او اکون کما قال القائل: و حسبک داء ان تبیت ببطنه و حولک اکباد نحن الی القد؛ یا شب را سیر بخوابم و پیرامونم شکم هایی گرسنه و جگرهایی سوخته شب را به روز آورند، یا چنان باشم که شاعر گفته است: «همین درد تو را بس که شب سیر بخوابی و پیرامونت شکم های گرسنه ای باشد در آروزی پوست خشک شده بزغاله ای (که در زمان قحطی می خورند) (نامه ۴۵ نهج البلاغه).
ياران پيامبر مي دانند كه من لحظه اي به خدا و پيامبرش پشت نكردم . همه مي دانند من در جاي جاي حوادث سخت و پرخطر كه قهرمانان پا پس مي كشيدند از فدا كردن جانم دريغ نمي كردم. كيست كه از من به پيامبر در زندگي و مرگ نزديك تر است؟ از كودكي در دامان او باليدم و در آخرين لحظه هاي عمر تنها يار وفادار او بودم . پيامبر خدا در حالي به ملكوت اعلا پيوست كه سرش را بر سينه ام گذاشته بود . در لحظه ي عروج جان پاك و نازنين او از ميان دست هايم پر كشيد و بال رفت. دست هايم رابه تبرك بر چهره ام كشيدم و آن گاه پيكر پاكش را شستم در حالي كه فرشتگان ياري ام مي دادند. ناله ي آن ها در و ديوار خانه را آكنده بود . گروهي فرود مي آمدند و گروهي ديگر بالا مي رفتند. گوش هاي من لحظه اي از هياهوي فرشتگان خالي نبود. او را در آرامگاهش به خاك سپردم در حالي كه مي شنيدم فرشتگان بر او درود مي فرستند.
برگرفته از خطبه ي 188 نهج البلاغه
شهادت پیامبر گرامی اسلام محمد مصطفی (ص) و فرزند گرامیشان امام حسن مجتبی (ع) بر تمامی مسلمانان جهان تسلیت باد.
التماس دعا
به جدم قسم نفرینت میکنم!
آیت الله مرعشی نجفی هیچ وقت، محافظ قبول نمیکرد. فرمانده وقت سپاه قم،
حاج آقای ایرانی دو مامور موتور سوار را موظف کرده بود که بدون اطلاع آقا از ایشان محافظت کنند.
آقا که متوجه این امر میشوند آقای ایرانی را فوری احضار کرده و گفتند: تو با این کارت توکل به خدا را از من میگیری.
اگر اینها را از اینجا نبردی به جدم قسم نفرینت میکنم! بعد آقای ایرانی قبول کرد که آقا محافظ نداشته باشند.
یکی از بهترین مراسم های که تا حالا در شب عاشورا شرکت کردم مراسم عزاداری شب عاشورای امسال بود هیئت فاطمیون قم بودش که فکر میکنم فوق العاده بودش حتما سی دی کاملش رو تهیه کنید و استفاده کنید
من کلیپ شعر خوانی حمید رضا برقعی رو پیدا کردم و لینک دانلودش رو براتون میذارم دانلود کنید یه شعر مذهبی فوق العاده هست
از همین جا هم از تمامی عزاداران حسینی هیئت های عزاداری تشکر میکنیم که واقعا سنگ تمام گذاشتند به ویژه هیئت های قم مقدسه و علی الخصوص فاطمیون قم
شك نيست كه دولت انگلستان از دشمنان قديمى ماست و همه ما خاطرات بسيار تلخى از دخالتهاى نارواى آنها در كشورمان داريم و همه مىدانيم اخيرا شمشير عداوت را از رو بسته و نه تنها خودش پيشگام در تحريمها شده كه ديگران را نيز دعوت به اين كار مىكند كه اخيراً در بخشى از اين فعاليتهاى موذيانه ناكام مانده است.
و نيز مىدانيم كه هدف دولتهاى استكبارى، جلوگيرى از پيشرفتهاى علمى ما و وادار ساختن ما به تسليم در برابر منافع نامشروع آنهاست كه بحمدالله تاكنون با شهامت ايستادهايم و در آينده نيز به توفيق پروردگار شجاعانه خواهيم ايستاد.
ولى مهم اين است كه گاهى كارهايى فراتر از قوانين از سوى بعضى از جوانان عزيز احساساتى انجام مىگيرد، كه بهانه مهمى به دست دشمن ماجراجو مىدهد و هزينههاى زيادى بايد براى آن بپردازيم؛ مانند همين حادثه اشغال سفارتخانه كه سبب شد آنها با جنجال و هوچىگرى، سعى كنند شكستى را كه از مجلس خورده بودند، جبران كنند و إنشاءالله موفق نخواهند شد.
به احتمال بسيار قوى در اينگونه موارد، افراد نفوذى خود را به ميان جوانان پاكباز مىفرستند تا دست به تخريب و اقدامهاى ديگرى بزنند و در سطح جهان ضد ما تبليغات وسيعى راه بيندازند كه انداختند.
اينجانب به همه اين عزيزان نصيحت پدرانه مىكنم، در اينگونه موارد فراتر از قانون گام برندارند و بدون اجازه رهبر بزرگوار انقلاب و مقامات مسئول اقدامى نكنند، شرایط منطقه كاملا به نفع ما و به زيان آنهاست. آنها درصددند با بهانههايى اين شرايط را بر هم زنند، بسيار بايد هشيار باشيم و بهانه به دست آنها ندهيم.
مخصوصا در آستانه انتخابات احتياج به آرامش زيادى در داخل داريم تا بتوانيم شركت حداكثرى مردم را إنشاءالله جلب كنيم. من به عنوان يك وظيفه شرعى در برابر سؤالات زيادى كه در اين ايام از دفتر ما شد، لازم دانستم با صراحت با شما عزيزان گفتوگو كنم. شما هم إنشاءالله به وظيفه شرعى خود عمل خواهيد كرد.
والسلام عليكم ورحمتالله وبركاته
من در بين فرمايشهاى حضرت ابىعبداللَّه الحسين عليهالصّلاةوالسّلام - كه هر كدام نكتهاى دارد و من به شما عزيزان عرض مىكنم كه به منظور بيان گفتارهاى گويا و روشنگر براى مردم، از كلمات اين بزرگوار بايد حدّاكثر استفاده بشود - اين جمله را مناسب مجلس خودمان مىبينم كه بنابرآنچه كه از آن بزرگوار نقل كردهاند، آن حضرت فرمود: «اللّهم انّك تعلم انّ الّذى كان منا لم يكن منافسة فى سلطان ولاالتماس شىء من فضول الحطام»؛ پروردگارا! اين حركتى كه ما كرديم، اين قيامى كه ما كرديم، اين تصميمى كه بر اين اقدام گرفتيم، تو مىدانى كه براى قدرت طلبى نبود. قدرتطلبى براى يك انسان نمىتواند هدف واقع شود. نخواستيم زمام قدرت را در دست گيريم. براى منال دنيوى هم نبود كه چرب و شيرين زندگى را به كام خودمان برسانيم و شكمى از عزا درآوريم؛ مال و ذخيرهاى درست كنيم و ثروتى به هم بزنيم. براى اينها نبود. پس براى چه بود؟ايشان چند جمله فرموده است كه خط و جهت ما را ترسيم مىكند. در همه ادوار تبليغ اسلام، اينها جهت است. «ولكن لنرى المعالم من دينك»؛ پرچمهاى دين را براى مردم برافراشته كنيم و شاخصها را به چشم آنها بياوريم.
شاخصها مهم است. هميشه شيطان در ميان جماعات اهل دين، از تحريف استفاده مىكند و راه را عوضى نشان مىدهد. اگر بتواند بگويد «دين را كنار بگذار»، اين كار را مىكند، تا از طريق شهوات و تبليغات مضر، ايمان دينى را از مردم بگيرد. اگر آن ممكن نشد، اين كار را مىكند كه نشانههاى دين را عوضى بگذارد؛ مثل اين كه شما در جادهاى حركت مىكنيد، ببينيد آن سنگ نشان - آن نشانه راهنما - طرفى را نشان مىدهد؛ در حالى كه دست خائنى آمده آن را عوض كرده و مسير را به آن طرف نشان داده است.
امام حسين عليهالسّلام هدفِ اوّل خود را اين قرار مىدهد: «لنرى المعالم من دينك و نظهر الاصلاح فى بلادك»؛ در ميان كشور اسلامى، فساد را ريشه كن كنيم و اصلاح بهوجود آوريم. اصلاح يعنى چه؟ يعنى نابود كردن فساد. فساد چيست؟ فساد انواع و اقسامى دارد: دزدى فساد است، خيانت فساد است، وابستگى فساد است، زورگويى فساد است، انحرافهاى اخلاقى فساد است، انحرافهاى مالى فساد است، دشمنيهاى بين خوديها فساد است، گرايش به دشمنان دين فساد است، علاقه نشان دادن به چيزهاى ضدّ دينى فساد است. همه چيز در سايه دين بهوجود مىآيد. در جملات بعدى مىفرمايد: «و يأمن المظلومون من عبادك»؛ بندگان مظلوم تو امنيت پيدا كنند. منظور، مظلومان جامعه است، نه ستمگران، نه ستمپيشگان، نه مدّاحان ستم، نه عمله ستم! «مظلومون»، مردمانى هستند كه دست و پايى ندارند؛ راه به جايى ندارند. هدف اين است كه مردمان مستضعف جامعه و انسانهاى ضعيف - در هر سطحى و در هر جايى - امنيت پيدا كنند: امنيت حيثيّتى، امنيت مالى، امنيت قضايى؛ همينى كه امروز در دنيا نيست. امام حسين عليهالسّلام درست نقطه مقابل آن چيزى را مىخواست كه در زمان سلطه طواغيت در آن روز بود. امروز هم در سطح دنيا كه نگاه مىكنيد، مىبينيد همين است؛ پرچمهاى دين را وارونه مىكنند، بندگان مظلوم خدا را مظلومتر مىكنند و ستمگران، پنجهشان به خون مظلومان بيشتر فرو مىرود.
ببينيد در دنيا چه خبر است! ببينيد با مسلمانان كوزوو چگونه عمل مىكنند! پانصدهزار انسان - بلكه بيشتر - بچه، بزرگ، زن، مرد و مريض، در بيابانها، در مرزها؛ آن هم نه مرزها و بيابانهاى مهربان كه در بين دشمن، زير فشار دشمنى كه راه را در مقابلشان مينگذارى مىكند و پشت سرشان گلوله مىاندازد. هدف اين است كه اينها را تار و مار كنند.
امروز من به شما عرض كنم - ديگر نمىخواهم آن را خيلى باز كنم - اراده جمعى بر اين است كه مسلمانان را در منطقه بالكان تار و مار و پراكنده كنند؛ از سر برآوردن يك دولت اسلامى و يك مجموعه اسلامى - هرگونه اسلامى، ولو اسلامى كه صدسال است معارف الهى را درست به گوشش نرساندهاند - جلوگيرى كنند؛ چون همان هم برايشان خطرناك است! مىدانند كه اگر نسل امروز مسلمانان بالكان، به فرض با اسلام آشنا نباشند، نسل فرداى آنها با اسلام آشنا خواهد شد. همين كه هويّت اسلامى در آنها زنده شود، خطر است؛ كه بعضيها هم در بياناتشان به اين نكته اشاره كردند. آن دولتها با هم مىجنگند؛ اما آنچه كه در بين اين زد و خوردها مورد توجّه قرار ندارد و به آن اهميت واقعى داده نمىشود - هرچند به زبان چيزهايى مىگويند - وضع مسلمانان مظلوم است؛ «يأمن المظلومون من عبادك». هدف از هر قيامى، هدف از هر انقلابى، هدف از هر قدرت اسلامىاى و اصلاً هدف از حاكميت دين خدا، رسيدگى به وضع «مظلومون» و عمل به فرايض، احكام و سنن الهى است.
امام حسين عليهالسّلام در آخر مىفرمايد: «و يعمل بفرائضك و احكامك و سننك». هدف آن بزرگوار اينهاست. حالا فلان آقا از گوشهاى درمىآيد و بدون اندك آشنايى با معارف اسلامى و با كلمات امام حسين عليهالسّلام و حتى با يك لغت عربى، درباره اهداف قيام حسينى قلمفرسايى مىكند، كه امام حسين براى فلان هدف قيام كرده است! از كجا مىگويى؟! اين كلام امام حسين عليهالسّلام است: «و يعمل بفرائضك و احكامك و سننك»؛ يعنى امام حسين عليهالسّلام جان خودش و جان پاكيزهترين انسانهاى زمان خودش را فدا مىكند، براى اين كه مردم به احكام دين عمل كنند. چرا؟ چون سعادت، در عملِ به احكام دين است؛ چون عدالت، در عمل به احكام دين است؛ چون آزادى و آزادگى انسان، در عمل به احكام دين است. از كجا مىخواهند آزادى را پيدا كنند؟! زير چتر احكام دين است كه همه خواستههاى انسانها برآورده مىشود.
انسانِ امروز، با انسانِ هزار سال قبل، با انسان دههزار سال قبل، از لحاظ نيازهاى اصلى هيچ تفاوتى نكرده است. نيازهاى اصلى انسان اين است كه: امنيت مىخواهد، آزادى مىخواهد، معرفت مىخواهد، زندگى راحت مىخواهد، از تبعيض گريزان است، از ظلم گريزان است. نيازهاى متبادر زمانى، چيزهايى است كه در چارچوب اينها و زير سايه اينها ممكن است تأمين شود. اين نيازهاى اصلى، فقط به بركت دين خداست كه تأمين مىشود ولاغير. هيچكدام از اين «ايسم»هاى جهانى، از اين مكتبهاى بشرى و از اين اسمهاى پر زرق و برق نمىتوانند بشر را نجات دهند. گيرم كه توانستند ماديّات - يعنى پول، آن هم قدر مطلق پول - را براى عدّهاى از مردم فراهم كنند. آيا اين شد نياز بشر؟! امروز نياز بشر اين است كه در فلان كشور، توليد ناخالص ملى به فلان مبلغ ميلياردى سربزند؛ در حالى كه اين توليد ناخالص ملى نمىتواند جواب غذاى بسيارى از مردم همان جامعه را هم بدهد؟! آيا اين كافى است؟! آيا ما دنبال اين هستيم؟!
چه فايدهاى دارد كه كشورى ثروتمند باشد؛ اما در آن گرسنگان زيادى وجود داشته باشند. توليد بالا داشته باشد؛ اما تبعيض و تفاوت در جامعه وجود داشته باشد. عدّهاى باشند كه بتوانند با كمك آن ثروتى كه اين كشور دارد، بر جمع كثيرى از مردم ظلم كنند، زور بگويند و آنها را استثمار نمايند! براى اين، انسان جا دارد كار كند؟! براى اين، انسان بايد فداكارى كند؟ فداكارى، براى عدالت و آزادى و شادى و بهجت روح انسانى است و اينها را دين تأمين مىكند. فداكارى براى اين است كه انسانها اخلاق حسنه و فضيلت پيدا كنند؛ در محيط انسانيت، بهشت صفا باشد. براى اين بايد كار كرد؛ براى اين تبليغ كنيد؛ در اين جهت تبليغ كنيد.
در خصوص امربهمعروف و نهىازمنكر حديثى ديدم كه از جمله چيزهايى كه براى آمربهمعروف و ناهىازمنكر ذكر مىكند، «رفيق فيما يأمر و رفيق فيما ينهى» بود. آن جايى كه جاى رفق است - كه غالب جاها هم از اين قبيل است - انسان بايد با «رفق» عمل كند؛ براى اين كه بتواند با محبّت آن حقايق را در دلها و در ذهنها جا بدهد و جايگزين كند. تبليغ براى اين است؛ براى زنده كردن احكام الهى و اسلامى است.
امروز بحمداللَّه اين فرصت در كشور ما هست و دولتمردان «درد دين» دارند. بله؛ تبليغات خارجى مىخواهد اينطور وانمود كند كه مسؤولان و متشخّصان كشور يا بعضى از آنها، به مسائل دينى كارى ندارند! نخير؛ اينطور نيست. بعضى از آنها نمىفهمند، بعضيشان عمداً تعميه مىكنند؛ مىخواهند اينگونه تبليغ كنند؛ مىخواهند ذهن اشخاص را خراب كنند. امروز در كشور ما، مسؤولان طراز اوّلِ كشور درد دين دارند؛ آنچه كه از دين مىفهمند، مىخواهند آن را اجرا كنند. زمينهها فراهم است؛ هرچند كه رسانههاى تبليغى انصافاً قصور دارند. شما اين رسانه تبليغى خودتان را مغتنم بشماريد. البته همه آنها هم وظيفه دارند خودشان را اصلاح كنند؛ ليكن شما اين منبر تبليغ و اين پايگاه عظيم تبليغ مسجد و حسينيه و زير خيمه امامحسين عليهالسّلام را قدر بدانيد. اين چيزِ بسيار نافذ و مؤثّر و مباركى است.
مردم را هدايت كنيد؛ ذهن مردم را روشن كنيد؛ مردم را به فراگرفتن دين تشويق كنيد؛ دين صحيح و پيراسته را به آنها تعليم دهيد؛ آنها را به فضيلت و اخلاق اسلامى آشنا كنيد؛ با عمل و زبان، فضيلت اخلاقى را در آنها به وجود آوريد؛ مردم را موعظه كنيد؛ از عذاب خدا، از قهر خدا، از دوزخ الهى بترسانيد؛ انذار كنيد - انذار سهم مهمّى دارد؛ فراموش نشود - آنها را به رحمت الهى مژده دهيد؛ مؤمنين و صالحين و مخلصين و عاملين را بشارت دهيد؛ آنها را با مسائل اساسى جهان اسلام و با مسائل اساسى كشور آشنا كنيد. اين مىشود آن مشعل فروزانى كه هر يك از شما عزيزان اين مشعل را در هرجا روشن كنيد، دلها روشن خواهد شد؛ آگاهى به وجود خواهد آمد؛ حركت بهوجود خواهد آمد؛ ايمان عميق خواهد شد. مؤثّرترين حربه عليه اين تهاجم فرهنگى و شبيخون نامردانه دشمن همين است؛ از اين بهشدّت نگرانم. مىخواهند نگذارند كه روحانيون جوان، مؤمن، شجاع، آگاه و خوشفكر، در محيطهاى مختلف - در محيط دانشگاه، در محيط بازار، در محيط روستا، در محيط شهر، در محيط كارگاه - كار خودشان را انجام دهند. درست نقطه مقابل كار آنها، همين كار و مجاهدت فىسبيلاللَّه شماست كه با اتقان و با دقّت و بالاتر از همه با اخلاص انجام گيرد: «لم يكن منافسة فى سلطان ولا التماس شىء من فضول الحطام».
در ديدار علما و روحانيون و مبلّغان در آستانهى ماه محرّمالحرام 23/1/1378
باز محرم رسید، ماه عزای حسین
سینهی ما میشود، کرب و بلای حسین
کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه
تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین
فرارسیدن ایام سوگواری ابا عبدالله حسین تسلیت باد
هستی جهان تمام از هست علیست
شیرازه کائنات در دست علیست
این چرخ فلک که این چنین می چرخد
دلداه و بی قرار و سرمست علیست
عید امامت و ولایت بر عاشقان امامت و ولایت مبارک باد
جـمــعــه هـا طـبــع مـن احــساس تــغـزل دارد
نــاخــودآگـاه بــه سمـت تـــو تـمایـل دارد
بی تو چنــدیـــست که در کار زمــیـن حــیرانم
مانـده ام بی تـو چرا باغـچه ام گـل دارد
شایـد ایـن باغــچه ده قـرن به اســتقبــالت
فــرش گسـتـرده و در دســت گلایــل دارد
تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز
مــاه مخــفـی شــدنـش نـیــز تـعــادل دارد
کودکی فـال فروش است و به عشــقـت هـر روز
می خـــرم از پــسرک هـر چه تـفــال دارد
یــازده پـله زمــین رفـت بــه سـمــت مــلکوت
یــک قـدم مانــده زمـیـن شــوق تکامـل دارد
هـیــچ سـنگی نـشـــود سـنگ صـبورت، تـنـــها
تکیـــه بــر کــعـبــه بــزن، کـعــبه تــحـمــل دارد...
( شــــاعـــر ســیـدحــمیــدرضــابـرقـعی)
اگر می خواهی خدای تعالی به تو کمک کند و از برکات خدا کمال استفاده را بکنی با حرف نمی شود .
در خلوت و جاوت باید محرمات الهی را ترک کرد .
باید توطئه ها تهمت ها کم فروشی ها کلاه گذاری ها و شیطنت ها را که
اسمش را عقل گذاشته ایم کنار بگذاریم .
آیت الله بهاءالدینی
نردبان آسمان .ص ۱۸۱

سلام من به مدينه ، به غربت صادق
سلام من به بقيع و به تربت صادق
سلام من به مدينه ، به آستان بقيع
سلام من به بقيع و کبوتران بقيع
سلام من به مزار مطهر صادق
که مثل ماه درخشد به آسمان بقيع
سلام من به تو اي ماه فاطمي بقيع
سلام من به تو اي ياس هاشمي بقيع
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "
چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است .
قرآن ! من شرمنده توام اگر تو را از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام .
یکی ذوق می کند که تو را بر روی برنج نوشته، یکی ذوق میکند که تو را فرش کرده ،یکی ذوق می کند که تو را با طلا نوشته ، یکی به خود می بالد که تو را در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و …
آیا واقعا خدا تو را فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟
قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و تو را می شنوند ، آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …
قرآن ! من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،
خواندن تو آز آخر به اول ،یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که تو را حفظ کرده اند ، حفظ کنی ، تا این چنین تو را اسباب مسابقات هوش نکنند .
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .
آنان که وقتی تو را می خوانند چنان حظ می کنند ، گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم
قرآن را سال هاست که به آتش کشیده ایم
دکتر شریعتی
داستانى عجيب از غيبت
انس بن مالك مىگويد : روزى رسول خدا صلىاللهعليهوآله امر به روزه فرمود و دستور داد كسى بدون اجازه من افطار نكند . مردم روزه گرفتند ، چون غروب شد هر روزهدارى براى اجازه افطار به محضر آن جناب آمد و آن حضرت اجازه افطار داد .
در آن وقت مردى آمد و عرضه داشت : دو دختر دارم تاكنون افطار نكردهاند و از آمدن به محضر شما حيا مىكنند اجازه دهيد هر دو افطار نمايند حضرت جواب نداد ، آن مرد گفتهاش را تكرار كرد ، حضرت پاسخ نگفت ، چون بار سوم گفتارش را تكرار كرد ، حضرت فرمود : روزه نبودند ، چگونه روزه بودند در حالى كه گوشت مردم را خوردهاند ، به خانه برو و به هر دو بگو استفراغ كنند ، آن مرد به خانه رفت و دستور استفراغ داد ، آن دو استفراغ كردند در حالى كه از دهان هر يك قطعهاى از خون بسته بيرون آمد ، آن مرد در حال تعجب به محضر رسول خدا صلىاللهعليهوآلهآمد و داستان را گفت ، حضرت فرمود : به آن كسى كه جانم در دست اوست اگر اين گناه غيبت بر آنان باقى مانده بود اهل آتش بودند ! !
برگرفته از کتاب حکایت های عبرت اموز استاد حسین انصاریان
هر دقيقه اى كه مى گذرد جايگزين و عوض ندارد، از دست رفته و گذشته است و
ديگر برنمى گردد. اى كاش اگر خانه و درِ خانه را نمى دانيم، كوچه را مى دانستيم.
حاج محمّد على فشندى ـ رحمه اللّه ـ هنگام تشرّف به محضر حضرت صاحب ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ عرض مى كند: مردم دعاى توسل مى خوانند و در انتظار شما هستند و شما را مى خواهند، و دوستان شما ناراحتند. حضرت مى فرمايد: دوستان ما ناراحت نيستند!
اى كاش مى نشستيم و درباره ى اين كه حضرت غائب ـ عليه السّلام ـ چه وقت ظهور مى كند، با هم گفت و گو مى كرديم، تا حدّاقل از منتظرين فرج باشيم. اشخاصى را مى خواهند كه تنها براى آن حضرت باشند.


